بخش ۱۰ - علامت خوی نیکو
امام محمد غزالیبدان که علامات خوی نیکو آن است که حق تعالی در قرآن همی گوید اندر صفت مومنان قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عین اللغو معرضون تا آنجا که می گوید اولیک هم الوارثون و در آنجا که می گوید التایبون العابدون الحامدون و تا آنجا که می گوید و بشر المومنین و این که گفت و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
و هر چه اندر علامت منافقان گفته است همه علامت خوی بد است چنان که رسول ص گفت همت من نماز و روزه و عبادت است و همت منافق طعام و شراب چون ستور حاتم اصم گوید که مومن به فکرت و عبرت مشغول بود و منافق به حرص و امل و مومن از هر کسی ایمن بود مگر از حق تعالی و منافق از همه کس ترسان بود مگر از حق تعالی و مومن از همه کس نومید مگر از حق تعالی و منافق به همه کس امید دارد مگر به حق تعالی و مومن مال فدای دین کند و منافق دین فدای مال مومن طاعت دارد و گرید و منافق معصیت کند و خندد مومن تنهایی و خلوت دوست دارد و منافق زحمت و مخالطت دوست دارد مومن همی کارد و می ترسد که ندرود و منافق نمی کارد و طمع آن دارد که بدرود
و گفته اند نیکوخو آن بود که شرمگین بود و کم گوی و کم رنج و راست گوی و صلاح جوی و بسیار طاعت و اندک زلت و اندک فضول و نیکوخواه بود همگنان را و اندر حق همگان نیکوکردار و مشفق و باوقار آهسته و صبور و قانع و شکور و بردبار و تنگ دل و رفیق و کوتاه دست و کوتاه طمع بود نه دشنام دهد و نه لعنت کند و نه غیبت کند و نه سخن چینی کند نه فحش گوید و نه شتابزده بود نه کین دارد و نه حسود بود پیشانی گشاده و زبان خوش دوستی و دشمنی و خشنودی و خشم وی برای حق تعالی بود و بس
