بخش ۶۴ - پیدا کردن حقیقت جاه و حشمت
امام محمد غزالیبدان که چنان که معنی توانگری آن باشد که اعیان مال ملک وی باشد و اندر تصرف و قدرت وی بود معنی احتشام و خداوندی جاه آن بود که دلهای مردمان ملک وی بود یعنی مسخر وی باشد و تصرف وی اندر آن روان بود و چون دل مسخر کسی باشد تن و مال تبع آن باشد و دل مسخر کسی نشود تا اندر وی اعتقادی نیکو نکنند بدان که عظمت وی اندر دل فرود آید به سبب کمالی که اندر وی بود یا به علم یا به عبادت یا به خلق نیکو یا به قوت یا به چیزی که مردمان آن را بزرگ دانند چون این اعتقاد کنند دل مسخر شود و به طوع رغبت طاعت وی دارد و زبان را بر مدح و ثنا دارد و تن را بر خدمت دارد و وی را برآن دارد که مال فدا کند تا همچنان که بنده مسخر مالک باشد وی مرید و دوست و مسخر نام و جاه بود بلکه مسخری بنده به قهر باشد و مسخری وی به طوع و طبع
معنی مال ملک اعیان است و معنی جاه ملک دلهای مردمان است و جاه محبوبتر است از مال به نزدیک بیشتر خلق برای سه سبب یکی آن که مال محبوب از آن است که همه حاجتها حاصل به وی توان کرد و جاه همچنین است بلکه چون جاه به دست آورد مال نیز به وی به دست آوردن آسان بود اما اگر خسیس خواهد که به مال جاه به دست آورد این دشوار بود دوم آن که مال اندر خطر بود که هلاک شود با دزد ببرد و به کار شود و برسد و جاه از این ایمن بود سوم آن که مال زیادت نشود بی رنج تجارت و حراثت و جاه سرایت همی کند و زیادت همی شود که هرکه دل وی صید تو شد وی اندر جهان همی گردد و ثنای تو همی گوید تا دیگران نیز صید تو همی شوند نادیده و هرچند معروف تر همی شود جاه زیادت همی گردد و تبع بیش همی شود
