بخش ۸۲ - فصل (هرکار که برای ثواب است باید خالص خدای را بود)
امام محمد غزالیبدان که هرچه طاعت است چون نماز و روزه اخلاص اندر وی واجب است و ریا حرام اما آنچه مباح است اگر خواهد که از آن ثواب یابد هم اخلاص واجب است مثلا چون اندر حاجت مسلمانی سعی کند برای ثواب باید که غرض خویش درست است و از وی شکر و مکافات و هیچ چیز چشم ندارد و همچنین هرکه تعلیم کند اگر به مثل توقع از شاگرد که از پی فراشود و خدمت کند عوض طلب کرد و ثواب نیابد اما اگر هیچ خدمت توقع نکند ولیکن وی خدمتی کند اولیتر آن بود که قبول نکند اگر کند چون مقصود نبوده است ظاهر آن بود که آن ثواب حبطه نشود چون متعجب نباشد بر آن اعراض او از خدمت اگر اعراض کند اما اهل حزم از این حذر کرده اند
تا یکی از بزرگان اندر چاه افتاد رسن آوردند سوگند برداد که هیچ کس که از وی حدیث شنیده است یا قرآن بر او خوانده است دست فراسن نکند که ترسد که آن عوض ثواب را باطل کند یکی به نزدیک سفین ثوری چیزی هدیه فرستاد فرانستد گفت من از تو هرگز حدیث نشنیده ام گفت برادر تو شنیده است ترسم که دل من بر وی مشفقتر گردد از آن که بر دیگران و یکی دو بدره زر به نزدیکی سفین برد گفت دانی که پدرم دوست تو بود و حلال خوار بود اکنون این میراث حلال است از من قبول کن چون قبول کرد آن کس برفت پسر خویش را از پی فرستاد و بدره زر باز فرستاد مگر با یادش آمد که دوستی با پدرش برای خدای بوده است پسر سفین گفت چون بازآمدم صبرم نبود گفتم این دل تو مگر از سنگ است همی بینی که عیال دارم و هیچ چیز ندارم و بر ما رحمت نمی کنی گفت ای پسر تو همی خواهی که خوش بخوری و مرا در قیامت از آن بپرسند مرا برگ این نیست
