بخش ۲۵ - پیدا کردن جمله اقسام نعمت و درجات آن
امام محمد غزالیبدان که نعمت حقیقی سعادت آخرت است که آن مطلوب است در نفس خویش نه برای نعمتی دیگر ورای آن و آن چهار چیز است بقایی که فنا را به وی راه نبود و شادیی که به اندوه آمیخته نبود و علمی و کشفی که اندر وی کدورت و ظلمت جهل نبود و بی نیازیی که فقر و نیاز را به وی راه نبود و فذلک این با لذت مشاهده حضرت الهیت آید که ملال و زیان را به وی راه نبود نعمت حقیقی این است که وسیلت و راه این است و در نفس خویش مطلوب نیست و نعمت تمام این بود که از وی وی را خواهند نه چیزی دیگر را
و برای این گفت رسولص العیش عیش الاخره و این کلمه یک راه رسولص در غایت شدت بود گفت تا خود را از رنج دنیا سلوت دهد و یک راه در غایت شادی در حج وداع که دین به کمال رسیده بود و همه خلق روی به وی آورده بودند وی بر پشت اشتر بود و از وی اعمال حج می پرسیدند چون آن کمال بدید این کلمه بگفت تا دل وی به لذت دنیا بازننگرد و یکی گفت بار خدایا اسیلک تمام النعمه رسولص بشنید گفت دانی که تمام نعمت چه باشد گفت نه گفت آن که در بهشت شوی
اما آن نعمتها که در دنیا باشد هر چه وسیلت آخرت نیست به حقیقت آن نعمت نیست اما آنچه وسیلت آخرت است تفاریق آن با شانزده چیز آید
چهار در دل و چهار در تن و چهار بیرون تن و چهار جمع بود میان این دوازده اما آنچه در دل است علم مکاشفه است و علم معاملت است و عفت و عدل اما علم مکاشفه آن است که خدای را تعالی و صفات او و ملایکه و رسل وی بشناسد و علم معاملت آن است که در این کتاب بگفته ایم که عقبات راه را چنان که در رکن مهلکات است و زاد راه چنان که در رکن عبادات و معاملات است و منازل راه چنان که در رکن منجیات است همه بشناسد بتمامی اما عفت آن است که تمام حسن خلق حاصل کند در شکستن قوت شهوت و قوت غضب هر دو و عدل آن است که تمام حسن خلق حاصل کند در شکستن قوت شهوت و قوت غضب هر دو و عدل آن است که شهوت و خشم را از میان برنگیرد که این خسران بود و مسلط نگذارد تا از حد بشود که این طغیان بود بلکه به ترازو راست می سنجد چنان که حق تعالی گفت الا تطغوا فی المیزان و اقیموالوزن بالقسط و لا تخسر والمیزان
