بخش ۳۰ - حقیقت رجا
امام محمد غزالیبدان که هرکه در مستقبل نیکویی چشم دارد این چشمداشت وی را باشد که رجا گویند و باشد که تمنی گویند و باشد که غرور گویند و احمقان و ابلهان اینها از یکدیگر بازندانند و پندارند که این همه امید است و رجای محمود است و این نه چنان است بلکه اگر کسی تخمی نیک طلب کند و در زمین نرم افگند و خارر و گیاه پاک کند و به وقت آب دهد و چشم دارد که ارتفاع بردارد چون خدای تعالی صواعق نگاه دارد و آفت دفع کند این چشم داشتن را امید گویند
و اگر تخم نیکو طلب نکند و در زمین نرم نیفکند و از خار و گیاه پاک نکند و آب ندهد و ارتفاع چشم دارد این را غرور گویند و حماقت نه رجا و اگر تخم نیک در زمین پاک افگند و زمین از خار و گیاه پاک کند ولکن آب ندارد و چشم می دارد که باران آید جایی که باران آنجا غالب نباشد ولکن محال نیز نباشد این را تمنی گویند
همچنین هرکه تخم ایمان درست در صحرای سینه بنهد و سینه از خار و اخلاق بد پاک بکند و به مواظبت بر طاعت درخت ایمان را آب دهد و چشم دارد از فضل خدای تعالی تا آفات دور دارد تا به وقت مرگ همچنین بماند و ایمان به سلامت ببرد این را امید گویند و نشان این آن بود که در مستقبل به هرچه ممکن بود هیچ تقصیر نکند و تعهد بازنگیرد که فروگذاشت تعهد گشت از نومیدی بود نه از امید
