بخش ۴۵ - فضیلت درویش خرسند
امام محمد غزالیرسول ص گفت خنک آن کس که وی را به اسلام راه نمودند و قدر کفایت به وی دادند و بدان قناعت کرد و گفت یا درویشان از میان دل به درویشی رضا دهید تا ثواب فقر یابید و اگر نه نیابید و این اشارت است که درویش حریص را ثواب نبود ولکن اخبار دیگر صریح است در آن که وی را ثواب بود و گفت هرچیزی را کلیدی است و کلید بهشت دوستی درویشان صابر است که ایشان روز قیامت هم نشینان حق تعالی اند
و گفت دوست ترین بندگان نزد حق تعالی درویشی است که بدانچه دارد قانع است و از خدای تعالی در روزیی که می دهد راضی است و گفت فردا در قیامت هیچ توانگر و درویش نباشد که نه وی را آرزو کند که در دنیا بیش از قوت نیافتی و خدای تعالی وحی فرستاد به اسماعیل ع که مرا نزدیک شکسته دلان جوی گفت آن کیانند گفت درویشان صادق و رسول ص گفت حق تعالی گوید خاصگان و بزرگان و برزیدگان من از خلق در بهشت برید فرشتگان گویند ملکا کیند گوید درویشان مسلمان که به عطای من راضی بودند همه را به بهشت ببرند و هنوز همه خلق در حساب باشند
و ابودردا می گوید که هیچ کس نیست که نه در عقل وی نقصان است که به دنیا زیادت شود شاد شود و به عمر که بر دوام کمتر می شود اندوهگین نشود ای سبحان الله چه خیر باشد در دنیا که زیادت همی شود و عمر کمتر می شود و یکی به عامر بن عبد قیس بگذشت نان و تره می خورد گفت یا عامر از دنیا بدین قناعت کردی او گفت من کس دانم که به کمتر از این و بتر از این قناعت کرده است و یک روز بوذر در نشسته بود با مردمان حدیث می کرد زن وی بیامد و گفت تو اینجا نشسته ای و به خدای که در خانه هیچ چیز نیست گفت یا زن در پیش ما عقبه ای تند است از وی نگذرد الا کسی که سبکبار بود و زن خشنود شد و بازگشت
