بخش ۶۳ - پیدا کردن آن که نیت در اختیار نیاید
امام محمد غزالیبدان که مرد سلیم دل چون بشنود که در هر مباحی نیتی ممکن است باشد که به دل یا به زبان گوید که نیت کردم که نکاح کنم برای خدای یا نان خورم برای خدای یا درس کنم یا مجلس برای خدای و پندارد که این نیت بود این یا حدیث زبان بود یا حدیث نفس که نیت کششی و میلی باشد که در دل پدید آید که آن مرد را در کار دارد چون متقاضی که الحاح کند تا تن به اجابت آن برخیزد و آن کار بکند
و این آن وقت پیدا آید که غرض پدیدار آید و غالب شود چون این متقاضی نباشد نیت به حدیث چنان بود که کسی سیر بود گوید نیت کردم که گرسنه باشم یا از کسی فارغ بود گوید که وی را دوست دارم و این محال بود همچنین کسی که شهوت وی را فرا صحبت دارد گوید نیت کردم که صحبت برای فرزند کنم بیهوده بود و چون باعث وی بر عقد شهوت بود گوید نیت کردم که عقد برای سنت کنم این بیهوده بود بلکه باید که اول ایمان به شرع قوی باشد
آنگاه در اخبار آمده است که در ثواب نکاح به سبب فرزند تامل کند تا حرص آن ثواب در باطن وی حرکت کند چنان که وی را فرا نکاح دارد آنگاه این خود نیت بود بی آن که وی بگوید و هرکه حرص فرمانبرداری وی را بر پای انگیخت تا در نماز ایستاد این خود نیت بود به زبان گفتن که نیت کردم بیهوده بود چنان که گرسنه گوید که نان خورم برای گرسنگی بیهوده بود که چون گرسنه بود خود خوردن برای آن باشد ناچار و هرجای که حظ نفس پدید آید نیت آخرت دشخوار فراز آید مگر که کنار آخرت بر جمله غالب افتاده باشد پس مقصود آن است که نیت آن است که به دست تو نیست که نیت خواسته است که فراکار دارد و کار تو به قدرت تو هست تا اگر خواهی بکنی و اگر خواهی نکنی
