بخش ۷۹ - حقیقت توحید که بنای توکل بر وی است
امام محمد غزالیبدان که توکل حالتی است از احوال دین و آن ثمره ایمان است و ایمان را ابواب بسیار است ولکن توکل از جمله آن بر دو ایمان بناست یکی ایمان به توحید و دیگر ایمان به کمال لطف و رحمت حق تعالی اما شرح توحید دراز است و علم وی نهایت همه علمهاست لکن ما آن مقدار که بنای توکل بر آن است اشارت کنیم
باید که بدانی که توحید بر چهار درجه است وی را مغزی است و آن مغز را مغزی است و وی را پوستی است و آن پوست را پوستی پس دو مغز دارد و دوپوست در مثل وی چون جوزتر بود که مغز و دو پوست وی معلوم است و روغن مغز وی است
درجه اول آن است که به زبان لااله الاالله بگوید و به دل اعتقاد ندارد و این توحید منافق است درجه دوم آن که معنی این به دل اعتقاد کند چون عامی یا به نوعی از دلیل چون متکلم
درجه سوم آن که به مشاهده بینند که همه از یک اصل می رود و فاعل یکی بیش نیست و هیچ کس دیگر را فعل نیست و این نوری بود که در دل پیدا آید در آن نور این مشاهده حاصل آید و این نه چون اعتقاد عامی و متکلم بود که اعتقاد ایشان بندی باشد که بر دل افکنند به حیلت تقلید یا به حیلت دلیل و این مشاهده شرح دل بود و بند همه برگیر و فراق بود میان کسی که خویشتن را بر آن دارد و یا اعتقاد کند که فلان خواجه در سرای است به سبب آن که فلان کس می گوید که در سرای است و این تقلید عامی بود که از مادر و پدر شنیده باشد و میان آن که استدلال کند که وی در سرای است به دلیل آن که اسب و غلام بر در سرای است
