بخش ۸۹ - مقام دیگر در توکل
امام محمد غزالیبدان که هر که یک ساله کفایت خویش بنهاد از توکل بیفتاد که اسباب خفی سپرد و اعتقاد بر اسباب ظاهر کرد که هر سالی مکرر شود اما آن که به ضرورت وقت قناعت کرد از طعام چندان که سیر شود و از جامه چندان که پوشیده ماند وی به توکل وفا کرد اما اگر ادخار کند قدر چهل روز را رواست خواص می گوید که توکل بدین باطل نشود مگر که زیادت شود و سهل تستری می گوید ادخار توکل را باطل کند ابوطالب مکی می گوید که اگر چهل زیادت شود توکل باطل نشود چون اعتماد بر ادخار نکند و حسین مغازلی از مریدان بشر بود گفت یک روز مردی کهل در پیش بشر آمد بشر یک کف سیم به من داد و گفت بدین طعام خر هر چه خوشتر و نیکوتر و هرگز این سخن از وی نشینده بودم برفتم و طعام بیاوردم تا وی بخورد و هرگز ندیده بودم که با کسی چیزی خورده بود چون بخورد بسیاری طعام بماند آن مرد کهل همه فراهم گرفت و برداشت و ببرد و مرا عجب آمد که بی دستوری چنین کرد بشر گفت تو را عجب آمد گفتم آری گفت این فتح موصلی بود امروز از موصل به زیارت ما آمده است طعام برگرفت تا ما را بیاموزد که چون توکل درست شد ادخار زیان ندارد
پس حقیقت آن است که اصل توکل کوتاه است و حکم این آن است که ادخار نکند پس اگر کند و مال در دست خویش هم چنان داند که در خزانه خدای تعالی و بدان اعتماد نکند توکل باطل نشود و این که گفتم حکم مرد تنهاست اما معیل بدان که یک ساله بنهد توکل وی باطل نشود مگر که زیادت کند
