بخش ۹۳ - مقام چهارم
امام محمد غزالیبدان که علاج بر سه وجه است یکی قطعی که علاج گرسنگی به نان و علاج تشنگی به آب و علاج آتش که در جایی افتد بدان که آب بر وی زنی دست بداشتن این از توکل نیست بلکه حرام است دوم آن که نه قطعی باشد و نه ظنی ولکن محتمل بود که اثر کند چون افسون و فال و داغ و شرط توکل دست بداشتن این است چنان که در خبر است چه کردن این نشان اسنقصا بود در اسباب و اعتماد بر آن و قوی ترین این داغ است آنگاه افسون و ضعیفترین فال است که آن را طیره گویند
درجه سیم میان این هر دو درجه است آن که قطعی نبود ولکن غالب ظن بود چون فصد و حجامت و مسهل خوردن و علاج گرمی به سردی و علاج سردی به گرمی دست بداشتن این حرام نیست و شرط توکل نیز نیست و بود که در بعضی از احوال کردن آن از ناکردن اولی تر بود و در بعضی ناکردن اولیتر و دلیل بر آن که شرط توکل ترک این نیست قول رسولص است و فعل وی
اما قول آن که گفت با بندگان خدای تعالی دارو به کار دارید و گفت هیچ علت نیست که نه آن را دارویی است مگر مرگ را لکن باشد که دانند و باشد که ندانند و پرسیدند که دارو و افسون قدر خدای تعالی بگرداند گفت این نیز از قدر بود و گفت به هیچ قوم از ملایکه برنگذشتم که نگفتند امت خویش را حجامت فرمای و گفت هفدهم ماه و نوزدهم و بیست و یکم حجامت کنید که نباید که غلبه خون شما را هلاک کند بگفت که خون سبب هلاک است به فرمان خدای تعالی و فرق نیست میان آن که خون از تن بیرون کنید یا مار از جامه یا آتش از خانه فرو کشید که این همه اسباب هلاک است و ترک این شرط توکل است و گفت حجامت سه شنبه هفدهم ماه علت یک ساله ببرد و این در خبری به قطع روایت کرده اند و سعد بن معاذ را فصد فرمود و علی ع را چشم درد بواد گفت از این مخور یعنی رطب و از این خور یعنی برگ چغندر به کشک جو پخته و صهیب را گفت خرما خوری و چشم درد گفت به دیگر جانب می خورم بخندید
