بخش ۱۰۷ - اصل چهارم
امام محمد غزالیبدان که دانستنی بر دو قسم است بعضی آن است که در خیال آید چون الوان و اشکال و بعضی عقل وی را دریابد و در خیال نیاید و چون حق تعالی و صفات وی بلکه چون بعضی از صفات تو چون قدرت و علم و ارادت و حیوه که این همه را چگونگی نیست در خیال نیاید بلکه خشم و عشق و شهوت و درد و راحت و این همه چگونگی ندارد و در خیال نیاید عقل همه را دریابد و هر چه در خیال آید ادراک تو آن را بر دو وجه است
یکی آن که در خیال حاضر آید چنان که گویی که در وی می نگری و این ناقص تر است و دیگر در چشم آید و این کاملتر است لاجرم لذت در دیدار معشوق بیش از آن است که لذت در خیال وی نه از آن که در دیدار صورتی دیگر است مخالف آن یا نیکوتر از آن بلکه همان است ولکن روشن تر است چنان که از معشوق به وقت چاشتگاه لذت بیش یابی از آن که به وقت صبح برآمدن نه از آن که صورت می گردد ولکن از آن که روشن تر شود همچنین آنچه در خیال نیاید و عقل آن را دریابد دو درجه دارد
یکی را معرفت گویند و رای این درجه ای دیگر است که آن را رویت و مشاهده گویند و نسبت آن با معرفت در کمال روشنی هم چون دیدار است با خیال بلکه چشم حجاب است از دیدار نه از خیال تا از پیش برنخیزد آن مشاهده ممکن نگردد همچنین علاقه آدمی با این تن که مرکب است از آب و خاک و مشغولی وی به شهوت این عالم حجاب است از مشاهده نه از معرفت و تا این حجاب برنخیزد مشاهده ممکن نگردد و از این گفت موسی ع را لن ترانی پس چون مشاهده تمامتر است و روشنتر لابد لذت آن بیشتر همچنان که در دیدار و خیال
