بخش ۱۱۲ - پیدا کردن علاج محبت
امام محمد غزالیبدان که چون محبت بزرگترین مقامات است علاج وی شناختن مهم است و هرکه خواهد که بر نیکویی عاشق شود تدبیر او آن بود که روی از هرچه جز وی است بگرداند پس بر دوام در وی نظاره می کند چون روی وی می بیند و دست و پای و موی وی پوشیده بود و آن نیز نیکو بود جهد آن کند تا آن نیز ببیند تا هر جمال که می بیند میلی زیادت می افتد چون بدین مواظبت کند در وی میلی پدید آید اندک یا بسیار پس محبت خدای تعالی نیز هم چنین است
شرط اول آن است که وری از دنیا بگرداند و دل از دوستی آن پاک کند که دوستی جز حق از دوستی وی مانع بود و این چون پاک کردن زمین بود از خار و گیاه آنگاه طلب معرفت وی کند که هرکه وی را دوست ندارد از آن بود که وی را نشناسد اگرچه کمال و جمال به طبع محبوب است تا کسی که صدیق و فاورق را بشناسد نتواند که ایشان را دوست ندارد که محامد و مناقب ایشان به طبع محبوب است و معرفت حاصل کردن چون تخم در زمین نهادن است آنگاه بر دوام به ذکر و فکر در وی مشغول بود و این چون آب دادن باشد که هرکه یاد کسی بسیار کند لابد وی را با وی انسی پیدا آید
و بدان که هیچ مومن از اصل محبت خالی نیست ولکن تفاوت از این سه سبب است یکی آن که در دوستی و مشغولی دنیا متفاوتند و دوستی هرچه بود در دوستی دیگری نقصان آورد و دیگر آن که در معرفت متفاوتند که عامی شافعی را دوست دارد بدان که بر جمله دادن که وی عالمی بزرگ است ولکن فقیه که از تفصیل علوم وی بعضی خبر دارد وی را دوست تر دارد که وی را بهتر شناسد و دیگر آن که در ذکر و عبادت که انس بدان حاصل آید متفاوت باشند پس تفاوت محبت از این سه سبب خیزد اما آن که دوست ندارد اصلا آن است که وی را نداند اصلا که چنان که نیکویی صورت ظاهر به طبع محبوب است نیکویی صورت باطن همچنین است پس محبت ثمرت معرفت است
