بخش ۱۱۹ - فصل (یادکرد مرگ بر سه وجه است)
امام محمد غزالیبدان که یادکردن مرگ بر سه وجه است یکی یادکرد غافل به دنیا که مشغول بود یاد کند و آن را کاره بود از بیم آن که از شهوت دنیا باز ماند پس مرگ را بنکوهد و گوید این بد کاری است که در پیش است و دریغا که این دنیا بدین خوشی می بباید گذاشت و این ذکر بدین وجه وی را از خدای عزوجل دورتر می کند ولکن اگر هیچ گونه دنیا بر وی منغص شود و دل وی از دنیا نفور گردد از فایده خالی نباشد و دوم یاد کرد تایب که برای آن کند تا خوف بر وی غالب تر شود و در توبه ثابت تر باشد و در تدارک گذشته مولع تر بود و در شکر به جهدتر باشد و ثواب این بزرگ بود و تایب مرگ را کاره نباشد لکن تعجیل مرگ را کاره باشد از بیم آن که ناساخته نباید رفت و کراهیت بدین وجه زیان ندارد
سیم یاد کردن عارف که از آن بود که وعده دیدار پس از مرگ است و وعده گاه دوست فراموش نشود همیشه چشم بر آن دارد بلکه در آرزوی آن باشد چنان که حذیفه در وقت مرگ گفت حبیب جاء علی فاقه دوست آمد و به وقت حاجت آمد و گفت بارخدایا اگر دانی درویشی دوست تر دارم از توانگری و بیماری دوست تر دارم از تندرستی و مرگ دوست تر دارم از زندگانی مرگ بر من آسان کن تا به دیدار تو بیاسایم و ورای این درجه درجه دیگر است بزرگتر از این که مرگ را نه کاره باشد و نه طالب و نه تعجیل آن خواهد نه تاخیر بلکه آن دوست تر دارد که خداوند حکم کرده است و تصرف و بایست وی در باقی شده باشد و به مقام رضا و تسلیم رسیده و این آن وقت بود که مرگ با یاد وی آید و در بیشتر احوال از مرگ نیندیشد که خود در این جهان در مشاهده باشد و ذکر وی بر دل وی غالب و مرگ و زندگانی نزدیک وی یکی بود که در همه احوال مستغرق خواهد بود به ذکر و دوستی حق تعالی
