بخش ۴۰ - حکایات صحابه و سلف
بدان که چون صدیق با بزرگی وی مرغی را دیدی گفتی کاشکی تو من بودمی و بوذر گفت کاشکی من درختی بودمی و عایشه گفتی کاشکی مرا نام و نشان نبودی و عمر گاه بودی که آیت قرآن بشنیدی بیفتادی و...

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجتالاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظامالملک به مدت چهار سال به سمت استادی در نظامیهٔ بغداد منصوب شد. مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. وی پس از قتل خواجه نظامالملک بغداد را ترک کرد، به حج رفت، مدتی پس از آن در دمشق به تدریس پرداخت. سپس از سوریه به اورشلیم رفت و در سال ۴۸۹ هجری قمری مقبرهٔ ابراهیم را در الخلیل زیارت کرد و چنانکه در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده، آنجا عهد کرد که دیگر هرگز از حکومت صله نگیرد، به خدمت حاکمی درنیاید و با دیگر متکلمان وارد مجادله نشود. نهایتاً پس از سفرهایی به اسکندریه، سوریه و بغداد به زادگاهش توس بازگشت. غزالی در این دوران تبعید فکری از تدریس، در عزلت و فقر میزیست و مشغول ریاضت و تصوف بود و اغلب آثار مشهور خود از جمله احیاء علومالدین را در این دوره نوشت. غزالی در این کتاب معنویت صوفیانه را نقطهٔ اتکای مذاهب اسلامی میداند. در سال ۴۹۹ هجری قمری فخرالملک پسر خواجه نظامالملک که به وزارت سلطان سنجر در خراسان رسیده بود، از غزالی دعوت کرد که برای تدریس به نظامیه نیشابور بازگردد. غزالی عهدی را که بر سر مقبرهٔ ابراهیم بسته بود شکست و دعوت را قبول کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش به تدریس در نیشابور مشغول شد. غزالی ماههای آخر زندگانی خود را در خانقاهی که در توس برای مریدانش برپا کرده بود گذراند و در جمادیالثانی سال ۵۰۵ قمری، در ۵۵ سالگی، در همین خانقاه درگذشت. مدفن او در سال ۱۳۷۴ شمسی در پی کاوش باستانشناسی در حدود ۸۰۰ متری مدفن فردوسی در بیرون حصار قدیمی پیدا شد. بر اساس مقالهٔ دکتر محمد افشین وفایی در مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی و به نقل از دستنویس فضائل الانام خیام دو رباعی در مرثیهٔ غزالی سروده است. متن این دستنویس در این مورد به این شرح است: «وفات حجة الاسلام، قدّس الله روحه، روز دوشنبه چهاردهم جمادی الآخر سنۀ خمس و خمسمائه (۵۰۵ ق) به شهر طوس بود. و عمر خیّام در مرثیت وی گفته است: از گردش تو، ای فلکِ گردا گرد آن کیست که نیست در جهان بیغم و درد از شخصِ یکی مرد بر آوردی گرد کهش مثل به روزگار نتوانی کرد هم او راست: یک تن خبرِ مرگِ تو ننیوشیده است کو را نه ز دیده خون برونْ جوشیده است تاری است به چشمِ خلق، گیتی ز غمت گوییکه بهسوگِ تو سیَه پوشیده است.»
بدان که چون صدیق با بزرگی وی مرغی را دیدی گفتی کاشکی تو من بودمی و بوذر گفت کاشکی من درختی بودمی و عایشه گفتی کاشکی مرا نام و نشان نبودی و عمر گاه بودی که آیت قرآن بشنیدی بیفتادی و...
بدان که اگر کسی ظلمی کند یا سخن زشت موحش گوید اولیتر آن باشد که خاموش باشد و فحش نگوید و جواب ندهد ولیکن خاموشی واجب نیست و اندر هر جوابی نیز رخصت نیست و مقابله دشنام بدشنام و غیبت...
ستاننده صدقه باید که پنج وظیفه نگاه دارد وظیفه اول آن که بداند که حق تعالی چون بندگان خود را محتاج آفرید به مال بدان سبب مال بسیار در دست بندگان نهاد لیکن گروهی که در حق ایشان زیاد...
حلال باشد بستدن بدان که هرچه در دست سلطانیان روزگار است که از خراج مسلمانان ستده اند یا از مصادره و رشوت همه حرام است و حلال در دست ایشان سه مال است مالی که به غنیمت از کافران بستا...
همانا که کسی گوید که اخبار در فصل خوف و رجا بسیار است کدام فاضلتر از این هردو و کدام باید که غالب بود بدان که خوف و رجا همچون دو داروست و دارو را فاضل نگویند ولکن نافع گویند که خوف...
بدان که هرکه خشم فرو خورد به اختیار و دیانت مبارک آید اما اگر از عجز و ضرورت فرو خورد اندر باطن وی گرد آید و عقده گردد و رسول ص می گوید المومن لیس یحقود یعنی مومن کین دار نبود پس ک...
بدان که مدار راه دین بر چهار اصل است که در عنوان مسلمانی گفته ایم نفس تو و حق تعالی و دنیا و آخرت از چهار دو جستن است و دو جستن از نفس خود برای جستن حق تعالی و جستن از دنیا برای جس...
بدان که علما را و غیر علما را با سلاطین و عمال سه حال است حالت اول آن که نه نزدیک ایشان شوند و نه ایشان به وی نزدیک وی شوند و سلامت دین در این باشد حالت دوم آن که به نزدیک سلطان شو...
رسول ص گفت صدقه دهید و اگر همه یک خرما بود که آن درویش را زنده کند و گناه را بکشد چنان که آب آتش را و گفت بپرهیزید از دوزخ و اگر همه نیم خرما باشد و اگر نتوانید به سخنی خوش و گفت ه...
بدان که از خشم حقد خیزد و از حقد حسد خیزد و حسد از جمله مهلکات است و رسول ص گفت حسد کردار نیکو را ناچیز گرداند و گفت سه چیز است که خلق از آن خالی نبود گمان بد و فال بد و حسد و شما ...
بدان که روزه رکنی است از ارکان مسلمانی و رسول ص گفت که خدای تعالی می گوید هر نیکویی را به ده مکافات کنند مگر روزه که آن من است خاص و جزای آن من دهم و خدای تعالی گفت انما یوفی الصاب...
بدان که فقیر آن بود که چیزی که وی را بدان حاجت بود ندارد و به دست وی نبود و آدمی را اول به وجود خود حاجت است آنگاه به بقای خود حاجت است آنگاه به غذا و به مال و به چیزهای بسیار و از...
بدان که سبب این تشدیدها آن است که هرکه به نزدیک سلطان شد در خطر معصیت افتاد اما در کردار و اما در گفتار و اما در خاموشی و اما در اعتقاد اما معصیت کردار آن بود که غالب آن بود که سرا...
بدان که حسد آن بود که کسی را نعمتی رسد آن را کاره باشی و زوال آن نعمت را خواهان باشی این حرام باشد به دلیل اخبار و به دلیل آن که کراهیت در قضا و حکم آفریدگار است و خبث باطن است که ...
بدان که شش چیز واجب است یکی آن که اول ماه رمضان طلبد تا بر وی معلوم شود که بر بیست و نه است یا بر سی و بر قول یکی گواه عدل اعتماد روا بود و در عید دو گواه کم نشاید و هرکه از معتمدی...
اگر سلطانی مالی به نزدیک عالمی فرستد تا تفرقه کند بر خیرات اگر داند که آن را مالکی است معین نشاید که تفرقه کند البته بلکه باید گفت تا به خداوند دهد و اگر مالک پدیدار نباشد گروهی از...
بدان که خدای تعالی می گوید للفقراء المهاجرین درویشی را فراپیش داشت از هجرت و رسول ص گفت خدای تعالی دوست دارد درویش معیل و پارسا را و گفت یا بلال جهد کن تا چون بخواهی رفت از این جها...
بدان که حسد بیماری عظیم است دل را و علاج وی هم معجون علم و عمل است اما علمی آن است که بداند حسد زیان وی است اندر دنیا و آخرت و سود محسود وی است اندر دنیا و آخرت اما آن که زیان دنیا...
در گزاردن حق صحبت با خلق و نگاهداشتن حق خویشاوند و همسایه و بنده و حق درویشان و برادران خدایی بدان که دنیا منزلی است از منازل راه خدای تعالی و همگنان در این منزل مسافرند و قافله مس...
نیت است و هر شبی باید نیت کند و با یاد آورد که این روزه رمضان است و فریضه است و اداست و هر مسلمان که با این یاد آورد خود دل او از نیت خالی نبود و شب شک اگر گوید که نیت کردم که فردا...
بدان که اگر بسیاری مجاهدت بکنی غالب آن بود که میان کسی که تو را رنجانیده باشد و کسی که دوست باشد فرق یابی در دل و نعمت و محنت هردو نزدیک تو برابر نباشد بلکه نعمت و راحت دشمن را کار...
رسول ص گفت خنک آن کس که وی را به اسلام راه نمودند و قدر کفایت به وی دادند و بدان قناعت کرد و گفت یا درویشان از میان دل به درویشی رضا دهید تا ثواب فقر یابید و اگر نه نیابید و این اش...
بدان که دنیا سر همه شرهاست و دوستی وی اصل همه معصیتهاست و چه باشد از آن بدتر که دشمن حق تعالی و دشمن دوستان حق سبحانه و تعالی بود و دوست دشمنان خدای بود اما دشمنی به حق تعالی بدان ...
بدان که با کسی برادری و دوستی داشتن از بهر خدای تعالی از عبادتهای فاضل است و از معاملات بزرگ در دین رسول ص گفت هرکه خدای تعالی به وی خبری خواسته باشد وی را دوستی شایسته روزی کند تا...