شمارهٔ ۳۱
قدسی مشهدیبه من خدنگ ترا سر فرو نمی آید
منش به جان روم از پی گر او نمی آید
ز تلخ عیشی پیمانه می توان دانست
که هیچ کار ز دست سبو نمی آید
به من خدنگ ترا سر فرو نمی آید
منش به جان روم از پی گر او نمی آید
ز تلخ عیشی پیمانه می توان دانست
که هیچ کار ز دست سبو نمی آید