شمارهٔ ۲۷ - در توصیف جلد کتابی سلطنتی
قدسی مشهدیصدف وار این جلد گوهرنگار
لبالب بود از در شاه وار
به حسن و صفا می برد دل ز چنگ
کجا نقش ارژنگ و این آب و رنگ
چنین صنعتی کس نبرده به کار
به جز صانع دست صنعت نگار
کسی کاین چنین لعبتی ساز کرد
مگویید نیرنگ اعجاز کرد
در او درج اوراق هفت آسمان
که گنجد در آن ذکر شاه جهان
سزد لاف معجز ز صورت نگار
که کرد این چنین صورتی آشکار
به صنعت ندانم که این نقش بست
که بهزاد را بست بر تخته دست
که دیده جز این جلد گوهرنگار
که گیرد صدف بحر را در کنار
بهار ارم کرده اینجا بهار
شکفته گل از پوستش غنچه وار
ز شرم مقواش دارد حجاب
که نام ورق می برد آفتاب
از آن جا گرفته ست در طاق دل
