شمارهٔ ۱ - هوالعزیز
ای تو مسما و هر دو گیتی اسما بادا اسما همه فدای مسما نعت تو از ما تنزه است و تقدس مدح تو از خود تبارک است و تعالی ذره چه داند حدیث طلعت خورشید پشه چه داند رموز خلقت عنقا پرتوی از ن
۱۸ شعر از میرزا حبیب خراسانی
ای تو مسما و هر دو گیتی اسما بادا اسما همه فدای مسما نعت تو از ما تنزه است و تقدس مدح تو از خود تبارک است و تعالی ذره چه داند حدیث طلعت خورشید پشه چه داند رموز خلقت عنقا پرتوی از ن
ای بسته رخت و عزم سفر کرده زین دیار یک کاروان دل پی او گشته رهسپار او همچون مهر کرده غروب و ستاره وار ما را سپید در ره او چشم انتظار گر نیست آفتاب فلک پوی از چه روی بر پشت چرخ گشته
شامگان که شه خیل نجوم از خاور کرد زی مملکت باختر آهنگ سفر من آهنگ تفرج را از مشکوی خویش اندک اندک بسوی دجله شدم راه سپر دیدم از تاب خور افروخته چونان دجله که همی ریخت بخاک از جگر آ
قدح بیار که امروز نه خم دوار زجوش باده عیش است چون قدح سرشار بیار می که گنه را نکرده استغفار رسید مژده غفران ز حضرت غفار گرت بود ز حساب و شمار فردا بیم بیار جام می امروز بی حساب و