شمارهٔ ۳۸۳
حزین لاهیجیهمت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
خاک ما خاک مراد دو جهان خواهد بود
گرد عصیان اگر از چهره جان افشانی
آستین کرمت را چه زیان خواهد بود
عکس بیرون نرود ز آینه حیرت ما
دیده تا هست به رویت نگران خواهد بود
لب لعلت به دل تنگ چه خونها که نکرد
غنچه تا هست ز خونابه کشان خواهد بود
نشود یک نفس از ذکر تو خاموش حزین
همه دم نام خوشت ورد زبان خواهد بود
