شمارهٔ ۴۰۷
حزین لاهیجیبلبل به گلستان سخن از روی تو می کرد
در جیب سمن باد صبا بوی تو می کرد
ازکاوش ایام خبردار نبودیم
هرجور که می کرد به ما خوی تو می کرد
می بود به بازار تو گر یوسف مصری
نقد دو جهان را به ترازوی تو می کرد
غیر از تو مرا شکوه ز دست دگری نیست
هرکس ستمی کرد به بازوی تو می کرد
کوکو زدنش بی طلب گمشده ای نیست
قمری هوس قامت دلجوی تو می کرد
گر عیسی سجاده نشین روی تو می دید
محراب دعا را خم ابروی تو می کرد
فریاد حزین از دم گرمت که خروشی
ناقوس صنم خانه به یاهوی تو می کرد
