شمارهٔ ۵۶۴
حزین لاهیجیدارم ز ریزش مژه جیب و کنار خوش
باشد چمن به سایه ابر بهار خوش
چون شیشهی شکسته در افسرده انجمن
می آیدم ز گریه بی اختیار خوش
هر جا معاشران تو باشند اهل دل
مستی خوش است و زهد خوش است و خمار خوش
از دیده ام قدم مکش ای نازنین نهال
سرو سهی بود به لب جویبار خوش
در گیر و دار ناخوش و خوش نیستم حزین
باشد دلم به خواسته کردگار خوش
