شمارهٔ ۹۰۲
حزین لاهیجیای دل سپند آتش سودای کیستی
خرمن به باد داده و رسوای کیستی
در محفلی که موج پریزاد می زند
آیینه دار حسن دلارای کیستی
در پوست رستخیز قیامت فکنده ای
ای خون گرم معرکه آرای کیستی
بیمارم و به لعل تو در جان سپاریم
برگو خدای را که مسیحای کیستی
سوزد به دیده خواب و به دل آه حسرتم
آرام ساز جان شکیبای کیستی
زاهد ز دین برآمد و عاشق ز جان گذشت
خوش فرصت تو باد به یغمای کیستی
اشکت به رنگ باده فرو می چکد حزین
مست می شبانه غمهای کیستی
