شمارهٔ ۲۷ - این قطعه را در داوری میان شعر جمال الدّین عبدالرّزاق اصفهانی و پسرش کمال الدین اسماعیل به میرزاابوطالب شولستانی نوشته
حزین لاهیجیدوش از بر یاری که دلم شیفته اوست
وز شرح کمال خردش ناطقه لال است
آمد به برم قاصد فرخنده سروشی
با نامه عذبی که مگر آب زلال است
نظمش نتوان گفت که سلکی ست ز گوهر
هرسطری از آن در نظرم عقد لآل است
بگشودم و برخواندم و سنجیدم و دیدم
کز بنده رهی حاصل آن نامه سؤال است
کامروز درین ناحیه عاشق سخنان را
غوغا به سر شعر جمال است و کمال است
القصه درتن مساله یاران دوگروهند
در حجت ترجیح یکی زین دو جدال است
این شعر پدر آورد آن شعر پسر را
یکسو نشد این مشغله امروز دو سال است
