شمارهٔ ۱ - در توسل به حضرت خاتم الانبیاء (ص)
یا خاتم النبیین غمخوار عالمی تو پیش تو چون ننالم از جور آسمانی از عرض شکوه هرچند خالی نمی شود دل از من سخن طرازی از خامه خون چکانی ناید نهفتن از من با لطف شامل تو رازی که می نماید
۵۶ شعر از حزین لاهیجی
یا خاتم النبیین غمخوار عالمی تو پیش تو چون ننالم از جور آسمانی از عرض شکوه هرچند خالی نمی شود دل از من سخن طرازی از خامه خون چکانی ناید نهفتن از من با لطف شامل تو رازی که می نماید
چون زادم از نتایج علوی به مهد خاک عنقای قاف همتم از عرش زد صفیر بانگی تمام زجر و صفیری تمام اثر کای شیردل چو دایه بشوید لبت ز شیر لب را ز جوی کوثر و تسنیم تر مکن خون جگر بس است تو
خون در دلم ازکاوش ایام نمانده ست این آبله را نیشتر خار مکیده ست من حمزه نیم در صف این عرصه خونخوار اما جگرم هند جگرخوار مکیده ست
حزین از جهان دژم خاطرم سر و برگ یک موی سامان نداشت ببین نارسا طالع چاک را که از تنگی عیش میدان نداشت گریبان اگر بود دامن نبود وگر بود دامن گریبان نداشت
قدر هر سفله از تو گشت علم ای سپهر خم این چه انصاف است از تو امروز کافی الملکیست هرکه تمغای کون اوقاف است تا که سگ یافت می شود ندهی به هما استخوان که اسراف است پرنیان باف تخته کرده