بخش ۵ - وصف معراج رسولالله و صحابهٔ کبار آن
هلالی جغتاییای خوش آن شب که جبرییل امین
سویش آمد ز آسمان به زمین
مرکبی ره نورد گردون سیر
بر زمین وحش و بر فلک چون طیر
بود نامش براق و همچون برق
تیز بگذشت تا به غرب از شرق
همچو گلگون اشک در یک دم
زده بیرون ز هفت پرده قدم
بر فلک همچو برق گرم روی
در هوا همچو ابر نرم روی
همچو تیر نظر ز عالم فرش
تا نگه کرده ای رسد بر عرش
چون در آورد پا به پشت براق
لرزه افتاد بر زمین ز فراق
شد سلیمان به تخت گاه فلک
تابعش گشت جن و انس و ملک
در همان دم ز پرده های سپهر
تیز بگذشت همچو خنجر مهر
قرب او از مقام ثم دنی
قاب قوسین گشت او ادنی
با دل جمع و دیده بیدار
شد مشرف به دولت دیدار
