بخش ۷ - تعریف کلام فصیح و شعر
هلالی جغتاییگوهر حقه دهان سخنست
جوهر خنجر زبان سخنست
گر نبودی سخن چه گفتی کس
در معنی چگونه سفتی کس
سر کس را کسی چه دانستی
راز گفتن کجا توانستی
این سخن گر نه در میان بودی
آدمی نیز بی زبان بودی
سخن خوش حیات جان و تنست
دم عیسی گواه این سخنست
نکته دانی در سخن سفته است
سخنی چند در میان گفته است
که سخن ز آسمان فرود آمد
سخن از گنبد کبود آمد
گر بدی گوهری ورای سخن
آن فرود آمدی به جای سخن
راستست این سخن درین چه شکست
بلکه جایش همیشه بر فلکست
نه سخن از دهن برون آید
که سخن از سخن برون آید
این سخن زاده دو حرف کنست
بلکه این کن دو حرف یک سخنست
