بخش ۵۱ - در خاتمهٔ کتاب گوید
هلالی جغتاییشکر لله که این خجسته کلام
شد به کام دل شکسته تمام
شکر دیگر که تا تمام شده
مجلس آرای خاص و عام شده
صفت اوست در زبان همه
سخن اوست ورد جان همه
جیب آفاق پر درست ازو
بغل عاشقان پرست ازو
گر که قلاب شهر صراف ست
یا خطاگوی شهر حراف ست
نتواند شکست مقدارش
که به جان می خرد خریدارش
بیت او گر کم ست از آن غم نیست
شکر باری که معنیش کم نیست
لفظ پاک ست و معنی اش طاهر
چون نگیرد قرار در خاطر
معنی خاص و لفظ عام فریب
برده از خاص و عام صبر و شکیب
الله الله چه دلپذیرست این
