بخش ۲ - فصل
علی بن عثمان هجویریبدان که محبت اندر استعمال علما بر وجوه است یکی به معنی ارادت به محبوب بی سکون نفس و میل و هوی و تمنای قلب و استیناس و تعلق این جمله بر قدیم روا نباشد و این جمله مخلوقان را باشد با یک دیگر و اجناس را و خداوند تعالی متعالی است از این جمله علوا کبیرا ودیگر به معنی احسان باشد و تخصیص بنده که ورا برگزیند و به درجه کمال ولایت رساند و به گونه گونه کرامت ها مخصوص گرداند و سدیگر به معنای ثنای جمیل باشد بر بنده
و گروهی از متکلمان گویند که محبت حق که ما را خبر داده است از جمله صفات سمعی است همچون وجه و ید و استوا که اگر کتاب و سنت بدان ناطق نبودی وجود آن مر حق تعالی را از روی عقل مستحیل بودی پس آن را اثبات کنیم و بدان بگرویم اما اندر تصرف کردن آن توقف کنیم و مراد این طایفه آن است که روا ندارند به اطلاق این لفظ مر حق تعالی را
این جمله اقاویل است که یاد کردیم و مر تو را حقیقت این بیان کنم ان شاء الله
