بخش ۱ - باب المحبّة و ما یتعلّق بها
قوله تعالی یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه ۵۳/ المایده ونیز گفت عز و جل ومن الناس من یتخذ من دون الله أندادا یحبونهم کحب الله ۱۶۵/البقره
۸ شعر از علی بن عثمان هجویری
قوله تعالی یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه ۵۳/ المایده ونیز گفت عز و جل ومن الناس من یتخذ من دون الله أندادا یحبونهم کحب الله ۱۶۵/البقره
بدان که محبت اندر استعمال علما بر وجوه است یکی به معنی ارادت به محبوب بی سکون نفس و میل و هوی و تمنای قلب و استیناس و تعلق این جمله بر قدیم روا نباشد و این جمله مخلوقان را باشد با
بدان که محبت حق تعالی مر بنده را ارادت خیر بود و رحمت کردن بر وی و محبت اسمی است از اسامی ارادت چون رضا و سخط و رأفت و آن چه بدین ماند حمل این اسامی جز به ارادت حق تعالی نشاید کرد
در جمله محبت اندر میان همه اصناف خلق معروف است و به همه زبان ها مشهور و به همه لغت ها متداول و هیچ صنف از عقلا مر آن را بر خود بنتوانند پوشید و از مشایخ این طایفه سمنون المحب رضی ا
اما اندر عشق مشایخ را سخن بسیار است گروهی از آن طایفه آن بر حق روا داشتند اما از حق تعالی روا نباشد و گفتند که عشق صفت منع باشد از محبوب خود و بنده ممنوع است از حق و حق تعالی ممنوع
و مشایخ این طایفه را اندر تحقیق دوستی رموز بیش از آن است که مر آن را احصا توان کرد و من لختی از گفته های ایشان بیارم تا وجه تبرک به جای آورده باشم استاد ابوالقاسم قشیری رحمة الله ع
قوله تعالیو أقیموا الصلوة و اتوا الزکوة ۴۳/البقره و مانند این آیات و اخبار بسیار است و از احکام فرایض ایمان یکی زکات است بر آن کس که واجب شود و اعراض از آن روی نیست اما زکات بر اتم
و از مشایخ متصوفه بوده اند که زکات بستده اند و کس بوده است که نستده است از آن چه فقرشان به اختیار بوده است نستده اند که چون مال جمع نکنیم تا زکات نباید داد از ارباب دنیا هم نستانیم