بخش ۴ - فصل
علی بن عثمان هجویریدر جمله محبت اندر میان همه اصناف خلق معروف است و به همه زبان ها مشهور و به همه لغت ها متداول و هیچ صنف از عقلا مر آن را بر خود بنتوانند پوشید
و از مشایخ این طایفه سمنون المحب رضی الله عنه اندر محبت مذهبی و مشربی دارد مخصوص و گوید که محبت اصل و قاعده راه حق تعالی است و احوال و مقامات نازل اند و اندر هر محل که طالب اندر آن باشد زوال بر آن روا باشد الا در محل محبت و به هیچ حالی زوال بر آن روا نباشد مادام تا راه موجود بود
و مشایخ دیگر جمله اندر این معنی با وی موافقت کردند اما به حکم آن که این اسمی عام بود ظاهر خواستند که حکم این اندر میان خلق بپوشند و اسم را مبدل کنند اندر تحقیق وجود معنی آن صفای محبت را صفوت نام کردند و محب را صوفی خواندند و گروهی مر ترک اختیار محب را اندر اثبات اختیار حبیب فقر خواندند و محب را فقیر نام کردند از آن چه کمترین درجه اندر محبت موافقت است و موافقت حبیب غیرمخالفت بود
و من اندر ابتدای کتاب حکم فقرو صفوت را کشف کرده ام و اندر این معنی آن پیر بزرگوار گوید الحب عند الزهاد أظهر من الاجتهاد حب به نزدیک زهاد ظاهرتر از اجتهاد است به معروفی و عند التایبین أوجد من حنین و أنین و به نزدیک تایبان آسان یاب تر از ناله و فغان است و عند الأتراک أشهر من الفتراک و به نزدیک ترکان مشهورتر از آلت سواری ایشان و سبی الحب عند الهنودأظهر من سبی محمود و زخم و لهب محبت به نزدیک هندوان اندر شهرگی چون زخم محمود است اندر هندوستان و قصة الحب و الحبیب عند الروم أشهر من الصلیب و قصه حب و حبیب اندر روم ظاهرتر است از صلیب و فی العرب فی کل حی منه طرب و ویل و حزن و ازمحبت اندر عرب اندر هر حیی طربی است و یا حزنی و یا نیلی و یا ویلی
