شمارهٔ ۱ - فی الترجیعات
طلع العشق ایها العشاق و استنارت بنوره الافاق رش من نور شوقه و به اشرقت ارض قلبی المشتاق پرتو افکند آنچنان بدری که نه بیند ز دور چرخ محاق شده طالع چنان مهی که از او پر ز خورشید گشت ...

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سدههای هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد. در حوادث زندگانی خوارزمی آوردهاند که در زمان شاهرخ میرزا بعضی از فقهای حنفیه به سبب بیتی از اشعارش وی را تکفیر کردند و او را به هرات خواندند. وی توانست اعتراض مدعیان را پاسخ دهد و از آن بلیه رهایی یابد اما ازبکان او را رها نکردند تا سرانجام در سال ۸۴۰ هجری قمری در خوارزم وی را به زخم تیغ از پای درآوردند. از آنجا که تخلص حسین خوارزمی در اشعارش «حسین» بوده است اشعار وی به اشتباه به نام دیوان حسین بن منصور حلاج منتشر و معروف شده است. حال آن که حلاج دیوان شعر فارسی ندارد و اساساً پیش از یا همزمان با آغاز عصر ادبیات نوین فارسی بعد از اسلام میزیسته است. ضمناً مفاد اشعار حسین خوارزمی و زبان آنها تناسبی با دورهٔ زندگی حلاج ندارد.
ای دور مانده از حرم خاص کبریا سوی وطن رجوع کن از خطه خطا در خارزار انس چرا میبری بسر چون در ریاض انس بسی کرده چرا بگذر ز دلق کهنه فانی که پیش از این بر قامت تو دوخته اند از بقا قبا...