شمارهٔ ۶۶
بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود آمدم تا سر نهم بر خاک پای یار خود عمر من در کار علم و عقل ضایع گشته بود آمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خود سجه و خرقه مرا بی عشق او زنار بود ساعتی...

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سدههای هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد. در حوادث زندگانی خوارزمی آوردهاند که در زمان شاهرخ میرزا بعضی از فقهای حنفیه به سبب بیتی از اشعارش وی را تکفیر کردند و او را به هرات خواندند. وی توانست اعتراض مدعیان را پاسخ دهد و از آن بلیه رهایی یابد اما ازبکان او را رها نکردند تا سرانجام در سال ۸۴۰ هجری قمری در خوارزم وی را به زخم تیغ از پای درآوردند. از آنجا که تخلص حسین خوارزمی در اشعارش «حسین» بوده است اشعار وی به اشتباه به نام دیوان حسین بن منصور حلاج منتشر و معروف شده است. حال آن که حلاج دیوان شعر فارسی ندارد و اساساً پیش از یا همزمان با آغاز عصر ادبیات نوین فارسی بعد از اسلام میزیسته است. ضمناً مفاد اشعار حسین خوارزمی و زبان آنها تناسبی با دورهٔ زندگی حلاج ندارد.
چو عاشقان حرم کعبه لقا جویند قدم چو سست شود در رهش بسر پویند برای غسل که در طوف کعبه مسکون است وجود خویش بخوناب دیده ها شویند ببوی دوست چو احرام صدق بربندند ز خار بادیه گلهای آرزو ...