بخش ۷ - ای که ز من فزودهای گرمی آه و ناله را
اقبال لاهوریای که ز من فزوده ای گرمی آه و ناله را
زنده کن از صدای من خاک هزارساله را
با دل ما چه ها کنی تو که به باده حیات
مستی شوق می دهی آب و گل پیاله را
غنچه دل گرفته را از نفسم گره گشای
تازه کن از نسیم من داغ درون لاله را
می گذرد خیال من از مه و مهر و مشتری
تو به کمین چه خفته ای صید کن این غزاله را
خواجه من نگاه دار آبروی گدای خویش
آنکه ز جوی دیگران پر نکند پیاله را
