بخش ۱
جود بخشیدن چیزیست بایستی بی ملاحظه غرضی و مطالبه عوضی اگر چه آن غرض یا عوض ثنای جمیل یا ثواب جزیل باشد کیست کریم آن که نه بهر جزاست هر کرمی کاید ازو در وجود هر چه بود بهر ثنا و ثوا
۱۵ شعر از جامی
جود بخشیدن چیزیست بایستی بی ملاحظه غرضی و مطالبه عوضی اگر چه آن غرض یا عوض ثنای جمیل یا ثواب جزیل باشد کیست کریم آن که نه بهر جزاست هر کرمی کاید ازو در وجود هر چه بود بهر ثنا و ثوا
ابراهیم بن سلیمان بن عبدالملک بن مروان گوید که در آن وقت که نوبت خلافت از بنی امیه به بنی عباس انتقال یافت و بنی عباس بنی امیه را می گرفتند و می کشتند من بیرون کوفه بر بام سرایی که
شبی در مسجد جامع مصر آتش افتاد و بسوخت مسلمانان را توهم آن شد که آن را نصارا کرده اند به مکافات آن آتش در خانه های ایشان انداختند سلطان مصر جماعتی را که آتش در خانه های ایشان انداخ
اصمعی گوید با کریمی آشنایی داشتم که همواره به توقع کرم و احسان به در خانه وی می رفتم یک بار به در خانه وی رسیدم دربانی نشانده بود مرا منع کرد از آن که بر وی درآیم بعد از آن گفت ای
حاتم را پرسیدند که هرگز از خود کریمتری دیدی گفت بلی روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده سر گوسفند داشت فی الحال یک گوسفند را کشت و پخت و پیش من آورد و مرا قطعه ای از وی خوش آ
شاعری به توقع فایده به در خانه معن زایده آمد چند روزی آنجا بود بار نیافت از باغبان وی التماس کرد که چون معن به باغ درآید و برکنار آب نشیند مرا آگاه کن چون آن وقت درآمد باغبان وی را