بخش ۵۰ - زاری کردن شیرین در صبحدم و اجابت دعا
سلیمی جرونیاگر خواهی که یابی عالم صبح
شبی کن روز بهر یک دم صبح
شبی روز از در عشق و صباحی
به وصلش یا رب از هجران فلاحی
درون تیرگی آب حیات است
چراغ صبح نور کاینات است
منال از شب که می باشد معین
ز بعد ظلمت شب صبح روشن
چو مرغ شب شبی در ذکر کن روز
سحر شمعی در آن ظلمت برافروز
به نور صبح شو دور از شب غم
برآ چون مهر و روشن ساز عالم
خوش آن شبرو که می بیند کماهی
به نور صبح از مه تا به ماهی
به وقت صبح ذاکر شو که بی قیل
بود ذرات در تسبیح و تهلیل
چو صبح آید برو رو با خدا کن
دمی از خواب غفلت چشم واکن
