شمارهٔ ۳
کمالالدین اسماعیلتا که بر گرد سبزه لاله برست
در گمان می فتد که چون رخ تست
نام روی تو می برد لاله
زان دهان را بمشک و باده بشست
جز به یاد رخ تو گل نشکفت
بی مثال خطت بنفشه نرست
سرو در خدمت قدت دامن
به کمر در زدست چابک و چست
رخ و زلف تواش نشان دادند
در چمن هر که رنگ و بویی جست
غنچه را از صبا گشایش هاست
ورچه زو بود بستگیش نخست
جان همی پرورد در آسایش
باد بیمار در هوای درست
حرکت های باد شیرین کار
کرد از خنده غنچه را دل سست
