شمارهٔ ۳۴۳ - وله ایضا
کمالالدین اسماعیلصاحبا عدت قیامت را
از من ممتحن چه می خواهی
هر کس از گونه یی همی گوید
تو بگو خویشتن چه می خواهی
هر زمانی عتابی آغازی
معنی این سخن چه می خواهی
کردی از پای من برون شلوار
بدرم پیرهن چه می خواهی
می کنی تو ز پیش دفع سؤال
ورنه زین مکروفن چه می خواهی
من نمی خواهم از تو هیچ برو
ای مسلمان ز من چه می خواهی
