غزل شمارهٔ ۱۱
خاقانی شروانیجام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
باز هم در خط بغداد فکن بار مرا
باجگه دیدم و طیار وز آراستگی
عیش چون باج شد و کار چو طیار مرا
رخت کاول ز در مصطبه برداشتیم
هم بدان منزل برداشت فرود آر مرا
سفر کعبه به صد جهد برآوردم و رفت
سفر کوی مغان است دگر بار مرا
پیش من لاف ز شونیزیه شو نیز مزن
دست من گیر و به خاتونیه بسپار مرا
گویی ام حج تو هفتاد و دو حج بود امسال
اینچنین سفته مکن تعبیه در بار مرا
گویی ام کعبه ز بالای سرت کرد طواف
این چنین بیهده پندار مپندار مرا
من در کعبه زدم کعبه مرا در نگذاشت
