شمارهٔ ۱۷۵ - در مرثیهٔ قدوة الحکماء کافیالدین عم خویش
خاقانی شروانیخرمی در جوهر عالم نخواهی یافتن
مردمی در گوهر آدم نخواهی یافتن
روی در دیوار عزلت کن در هم دم مزن
کاندرین غم خانه کس همدم نخواهی یافتن
تا درون چار طاق خیمه پیروزه ای
طبع را بی چار میخ غم نخواهی یافتن
پای در دامان غم کش کز طراز بی غمی
آستین دست کس معلم نخواهی یافتن
آه را در تنگنای لب به زندان کن از آنک
ماجرای درد را محرم نخواهی یافتن
با جراحت چون بهایم ساز در بی مرهمی
کز جهان مردمی مرهم نخواهی یافتن
نیک عهدی در زمین شد جامه جان چاک زن
کز فلک زین صعبتر ماتم نخواهی یافتن
از وفا رنگی نیابی در نگارستان چرخ
