رباعی ۱۰۸
از منزل کفر تا به دین یک نفس است وز عالم شک تا به یقین یک نفس است این یک نفس عزیز را خوش می دار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
۳۶ شعر از خیام نیشابوری
از منزل کفر تا به دین یک نفس است وز عالم شک تا به یقین یک نفس است این یک نفس عزیز را خوش می دار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
شادی بطلب که حاصل عمر دمی است هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است احوال جهان و اصل این عمر که هست خوابی و خیالی و فریبی و دمی است
تا زهره و مه در آسمان گشته پدید بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید من در عجبم ز می فروشان کایشان زین به که فروشند چه خواهند خرید
مهتاب به نور دامن شب بشکافت می نوش دمی خوشتر از این نتوان یافت خوش باش و بیندیش که مهتاب بسی اندر سر گور یک به یک خواهد تافت
چون عهده نمی شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دل سودا را می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه بسیار بگردد و نیابد ما را