بخش ۱ - از مناجاتها
ای دو جهان ذره از راه تو هیچتراز هیچ به درگاه تو پشت فلک طوق سجود از تو یافت شام عدم صبح وجود از تو یافت یافته از درگه تو فتح باب بارگه ان الینا ایاب هست کن هر چه بعالم تویی وانکه
۱۴ شعر از امیرخسرو دهلوی
ای دو جهان ذره از راه تو هیچتراز هیچ به درگاه تو پشت فلک طوق سجود از تو یافت شام عدم صبح وجود از تو یافت یافته از درگه تو فتح باب بارگه ان الینا ایاب هست کن هر چه بعالم تویی وانکه
داشت شبانی رمه در کوهسار پیر و جوان گشته ازو شیر خوار شیر که از بز به سبو ریختی آب در آن شیر درآمیختی بردی از آن آب ملمع به شیر نقره چون شیر ز برنا و پیر روزی که آن کوه به صحرای خا
صبح دمی رفت مسیحا به دشت سبزه صحرا به دمش زنده گشت بی خردی در رخ آن گنج زار کرد به دشنام زبان را در آن هر چه که گفت او سخن ناصواب زین طرفش بود به رحمت جواب او به خصومت همه نفرین فز
باغ در ایام بهاران خوش است موسم گل با رخ یاران خوشست چون گل نوروز کند نافه باز نرگس سرمست در آید به ناز سبزه برآرد خط عاشق فریب از دل بیننده رباید شکیب برگ شود بر گل نسرین فراخ آب
شکر خدا را که ز فضل خدای گشت مزین چو بهشت این سرای بیست خزانه است درو پر ز گنج بیست خزینه ز صد و بیست و پنج ور همه بین آوری اندر شمار سه صد و ده بر شمر و سه هزار