بخش ۱۸ - نامه نبشتن، لیلی، از دودهای دل، سوی مجنون، و ماجرای دل دزدیده، بران آشنا، عرضه کردن
امیرخسرو دهلویآغاز صحیفه معانی
بر نام خدای جاودانی
آن را که هدایتی رساند
اندازه کرا که واستاند
وآن را که کند ز روشنی دور
آن کیست که باز بخشدش نور
وآنگه ز خراش سینه خویش
خونابه فشانده از دل ریش
کاین نامه که هست چون نگاری
از دلشده ای به بی قراری
یعنی ز من ستم رسیده
نزدیک تو ای رسن بریده
ای عاشق دور مانده چونی
وی شمع ز نور مانده چونی
چونست سرت به بالش خاک
خون از رخ تو که می کند پاک
