شمارهٔ ۲۷۱مسعود سعد سلمانرباعیاتشه پندارد که ما خردمندانیمیا قلعه گشایان و عدو بندانیمنه نه شاها که ما همه زندانیمنرد فلک و آبکش زندانیم