شمارهٔ ۳۲۷میردامادرباعیاتای دل تا کی به هرزه تدبیر کنیوز خون جگر به جوی غم شیر کنیتار تو کز آن دام مگس نتوان کردخواهی که به آن همای نخجیر کنی