شمارهٔ ۱
نامه های شیخ ما قدس الله روحه العزیز بعضی آورده شد برای تبرک سلطان چغری نامۀ نوشته بود به شیخ بدست خواجه حمویه کی رییس میهنه بود و مرید شیخ ما بود و از شیخ ما درخواستی کرده فرستاده
۸ شعر از محمد بن منور
نامه های شیخ ما قدس الله روحه العزیز بعضی آورده شد برای تبرک سلطان چغری نامۀ نوشته بود به شیخ بدست خواجه حمویه کی رییس میهنه بود و مرید شیخ ما بود و از شیخ ما درخواستی کرده فرستاده
در آن وقت که شیخ ما قدس الله روحه العزیز به نشابور بود درویشی پیش شیخ آمد و گفت اندیشۀ میهنه دارم شیخ دوات و کاغذ خواست و گفت ساعتی توقف باید کرد تا چیزی به بوطاهر بنویسم پس بنوشت
شیخ را درویشی گفت ای شیخ بمرو الرود می روم خدمتی هست شیخ ما گفت تا به قاضی حسین چیزی نویسم بنوشت بسم الله الرحمن الرحیم الا حظها فتعلم ما بقلبی وتلحظنی فاعلم ماترید و السلام
و به یکی از بزرگان نویسد شیخ بدرخواست خطیبی عزیز بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله تعالی علی الشیخ العالم و رحمة الله و برکاته و هذا الخطیب الافضل ادام الله فضله من اهل بیت العلم و
خطیب از جاه به شیخ ما چیزی نوشت شیخ جواب نوشت بسم الله الرحمن الرحیم وصل ادام الله فضله کتاب الخطیب الافضل الادیب وفقه علی جمیع ما یقربه الیه دینا و دنیا و آخرة و کشف لی عن جمیع ما
خواجه امام محمدبن عبدالله بن یوسف الجوینی در نشابور برحمت خدای تعالی رسیده بود شیخ ما نامه ای نوشت از میهنه به بزرگان شهر نشابور به تعزیت او نبشت بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله ت
در آن وقت کی شیخ ما قدس الله روحه به نشابور بود درویشی فرا پیش شیخ آمد پای افزار پوشیده و گفت بمیهنه می شوم خدمتی هست شیخ گفت تا فرزندان را چیزی نویسم بنوشت بسم الله الرحمن الرحیم
این نامه شیخ ما نوشت بفقیه ابوبکر خطیب از میهنه بمرو بسم الله الرحمن الرحیم پیوسته ذکر دانشمند اوحد افضل ادام الله قوته و نصرته و استقامته علی طاعته می رود باندیشه و دعا به هیچ وقت