قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - ایضا فی مدح شاهزاده مظفرلوا سلطان حمزه میرزا گفته
محتشم کاشانیز پرگار فلک نقشی به روی کار می آید
کزو کاری به یاد دور بی پرگار می آید
جهان عالی بنایی می نهد کز ارتفاع آن
اساس قوت شاهی به پای کار می آید
چو نقد مهر اینک می دود در مشرق و مغرب
در این دارالعیار آن زر که پر معیار می آید
سواری می کند زین رخش ناهموار دوران را
که از دهشت بزیر ران او هموار می آید
همایون گلبنی سر می کشد زین گلستان کزوی
به دست دوست گل در چشم دشمن خار می آید
در آیین بندی مصر دل افزایید کز کنعان
نوآیین یوسفی دیگر به این بازار می آید
ز باغ پادشاهی صد نهال آمد به بار اما
به بار این بار زرین نخل گوهر بار می آید
