شمارهٔ ۹۸ - وله ایضا
محتشم کاشانیای بخت می رساند از اشفاق بی قیاس
ادبار با هزار تواضع سلام تو
پیک صبا ز روضه نومیدی آمده
با یک جهان شمامه به طوف مشام تو
دارد خبر که عامل دارالعیار یاس
صد سکه زد تمام مزین به نام تو
جغدی که در خرابه ادبار خانه داشت
دارد سر تو طن دیوار بام تو
دل می زند به زمزمه بر گوش محتشم
حرف شکست طنطنه احتشام تو
آن ساقی که شهد لقا می دهد به خلق
سر داده است زهر فنا را به جام تو
صد شیشه پر ز زهر هلاهل نمی کند
آن تلخی که کرده طبر زد به کام تو
مشکل اگر بهم رسد اسباب صحتش
