بخش ۲
نصرالله منشیو بحمدالله و منه ذکر معالی این دولت ثبتهاالله شایع است و مستفیض و اسم آن سایر و منتشر و دیوانهای مداحان بدان ناطق و تواریخ بندگان متقدم بر تفصیل آن مشتمل و بر خصوص خواجه بوالفضل بیهقی رحمة الله در آن باب خدمتی پسندیده کرده ست و یادگاری نفیس گذاشته و فقیه بوالقاسم نیسابوری رحمه الله تاریخ نوبت همایون شاهنشاهی مدها الله پرداخته است و دران براندازه وقوف خویش نه فراخور مآثر پادشاهانه قدمی گزارده و دیگر بندگان بنظم و نثر آنچه ممکن شده است بجای آورده اند و دران برقضیت اخلاص خود مبالغتها نموده اما آن کتب هواخواهان مخلص و بندگان یک دل خوانند و این مجموع بنزدیک دوست ودشمن و مسلمان و مشرک و معاهد و ذمی مقبول باشد و تا زبان پارسی میان مردمان متداول است بهیچ تاویل مهجور نگردد و بتقلب احوال و تجدد حوادث دران نقصانی و تفاوتی صورت نبندد چه در اصل وضع کان حکمت و گنج حصافت است و بدین لباس زیبا که بنده دران پوشانید جمالی گرفت که عالمیان را بخود مفتون گرداند و در مدتی اندک اقالیم روی زمین بگیرد
و این اشارت صبغت تصلف دارد لکن چون تاملی رود و بردیگر کتب فارسی که اعیان و اکابر این حضرت عالیه مد الله ظلالها و بسط جلالها کرده اند مقابله فرموده آید شناخته گردد که این ترجمه چگونه پرداخته آمده است و در انواع سخن قدرت تا چه حد بوده است
و اگر این بنده یک کتاب از تازی بپارسی برد بدان تسوفی نمی جوید چه ذکر براعت او ازان سایرتر است که بدین معانی حاجت افتد و خاص و عام را مواظبت او بر استفادت و تعلم مقرر گشته است و کمال همت او در فراهم آوردن اسباب سعادت و اکتساب انواع هنر معلوم شده
