رباعی شمارهٔ ۲۱
جلال الدین محمد مولویای در سر زلف تو پریشانی ها
واندر لب لعلت شکرافشانی ها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانی ها
ای در سر زلف تو پریشانی ها
واندر لب لعلت شکرافشانی ها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانی ها