رباعی شمارهٔ ۱۱۰
جلال الدین محمد مولویهستم به وصال دوست دلشاد امشب
وز غصه هجر گشته آزاد امشب
با یار بچرخم و به دل میگویم
یارب که کلید صبح گم باد امشب
هستم به وصال دوست دلشاد امشب
وز غصه هجر گشته آزاد امشب
با یار بچرخم و به دل میگویم
یارب که کلید صبح گم باد امشب