رباعی شمارهٔ ۱۳۹
جلال الدین محمد مولویآن عشق مجرد سوی صحرا می تاخت
دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
با خود می گفت چون ز صورت برهم
با صورت عشق عشقها خواهم باخت
آن عشق مجرد سوی صحرا می تاخت
دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
با خود می گفت چون ز صورت برهم
با صورت عشق عشقها خواهم باخت